يكشنبه 6 خرداد 1397  
نزاجا در رسانه‌ها
1
تکیه بر قامت حماسه گزارشی ازیادمان های دفاع مقدس در استان کرمانشاه(روزنامه ایران 1394/1/19 صفحه 18)

تکیه بر قامت حماسه

  اسماعیل علوی(روزنامه ایران 19/1/1394 صفحه 18)

استان کرمانشاه ناحیه‌ای کوهستانی است که سلسله جبال زاگرس بخش عمده‌ای از آن را می‌پوشاند و بتدریج از ارتفاع کوه‌های آن کاسته شده و به منطقه جلگه‌ای میان رودان ختم می‌شود.

 این ارتفاعات به گونه‌ای منظم از شمال غرب به سمت جنوب شرق کشیده شده و به صورت پله‌ای و به موازات مرز امتداد دارند. وضعیت این ارتفاعات  موقعیتی آفندی بدان‌ها بخشیده و از جنبه نظامی  اهمیتی سوق الجیشی یافته‌اند. همچنین شکل هندسی ارتفاعات منتهی به مرز، محورهای پدافندی متعددی  را فراهم آورده که کار دفاع از مرز‌ها را آسان می‌سازد. درجه اهمیت این ارتفاعات بدان حد است که هر یک براساس  بلندیشان نامگذاری شده‌اند و هر کدام بنا به بلندی و موقعیتی که دارا هستند محدودیت‌هایی را بر دشمن تحمیل می‌کنند.  تانک‌ها و نفر بر‌های صدام  به یک باره  263 کیلومتر مرز مشترک  با این استان را در  روز پایانی تابستان 1359  پشت سر  می‌گذارند  تا ارتفاعات نوار مرزی را اشغال  و ما را از امتیاز بزرگ آنها محروم کنند. اما جوانی غیرتمند همنام علی اکبر امام حسین(ع) تصمیم می‌گیرد به همراه دیگر همرزمانش این فرصت را از دشمن بگیرد.

 سحرگاه دومین روز اردیبهشت سال 1360 وعده او با همرزمانش است. رمز عملیات غیرت و شجاعت است. بازی دراز در امتداد اراده آنان قرار می‌گیرد. 10 روز عملیات به طول می‌انجامد و سرانجام ارتفاعات بازی دراز از تصرف کامل نیروهای دشمن خارج شده و در اختیار نیروهای خودی درمی آیند.در روز ششم عملیات یعنی هشتم اردیبهشت علی اکبر شیرودی در حالی که دل در گرو  حق و حقیقت داردپس از انهدام چهار تانک، بالگردش توسط یک گلوله تانک هدف قرار گرفته وبه شهادت می‌رسد.

 

استان کرمانشاه به دلیل همجواری با عراق – 263 کیلومتر مرز مشترک – و نزدیکی به  بغداد  پایتخت این کشور،همچنین برخورداری ازموقعیت آفندی و پدافندی با وجود سلسله جبال زاگرس که بر جلگه  کم عارضه بین النهرین تسلط کامل دارد از موقعیت ویژه‌ای برخوردار است. از این رو در روزهای آغازین تهاجم سراسری  ارتش بعث صدام، حتی قبل از جنگ 8 ساله عراق علیه ایران به رغم آنکه هدف اصلی  دشمن تصرف و جدا‌سازی  خوزستان از ایران بود با قصد تأمین عمق امنیت بغداد، مرز‌های مشترک این استان از سوی همسایه جنوبی مورد تعرض قرار گرفت  و شهر‌ها و ارتفاعات مرزی آن به اشغال دشمن متجاوز در آمد. در این میان مردم استان که از جوهره حماسی و روحیه پهلوانی برخوردارند به مقابله با دشمن بعثی برخاستند و دوش به دوش رزمندگان ارتش وسپاه از خود پایمردی و مجاهدت نشان دادند و پس از 18 ماه همه نقاط استراتژیک و سوق الجیشی را از چنگ دشمن  بعثی خارج کردند.

مقاومت مردم استان کرمانشاه منحصر به جبهه‌های نبرد و صحنه‌های جنگ زمینی نبود بلکه صبر وپایمردی آنان با تحمل 8 سال بمباران‌های ناجوانمردانه شهر‌ها و روستاها که علیه اهداف غیر نظامی به کار گرفته می‌شدند متجلی گردید. تا آنجا که مقاومت و پایمردی آنان موجب شد از شهر کرمانشاه با عنوان «شهر قهرمانان صبر و استقامت» نام برده شود و در سال‌های دفاع مقدس سمبل مقاومت  و پایداری گردد.

کرمانشاه به‌طور بی‌سابقه‌ای بیش از 1100 باربشدت بمباران هوایی شد و 176 بار مورد اصابت موشک قرار گرفت  و محله «میدان نفت» این شهر به دلیل اصابت موشک‌های مکرر به «موشک آباد» مشهور شد. گاهی تا 40 میگ عراقی آسمان شهر را می‌پوشاند و با بمباران‌های وحشیانه جان و آرامش مردم را می‌گرفت یا میگ و میراژ‌های عراقی در راه بازگشت از هر مأموریت سهمی هم برای مردم کرمانشاه نگه می‌داشتند و بمب‌های ذخیره خود را روی اهداف مسکونی رها می‌کردند.

در یکی از این حملات،در پاییز 1363 میگ‌های عراقی ابتدا در آسمان شهر به جولان درآمدند آنگاه بمب‌های خوشه‌ای خود را به صورت  پوشش وجب به وجب روی شهر ریختند، سپس به این هم راضی نشده و با شیرجه روی اهداف غیر نظامی مردم بی‌دفاع را مورد اصابت قرار دادند. در نتیجه بمباران‌ها و موشکباران‌های دشمن بعثی

2 هزار و 185 نفر از مردم بی‌گناه این استان شهید و 4هزار و 252 نفر نیز

مجروح شدند.

بعثیان با وجود بمباران‌های وحشیانه هرگز نتوانستند بر اراده و مقاومت مردم این استان چیره شوند و اهالی استان کرمانشاه با نبضی منظم و پر تپش تا پایان جنگ به زندگی  در شهر و دیار خود ادامه دادند. حتی  در مناطق مرزی با وجود اشغال خانه‌هایشان در روزهای اول جنگ حاضر به اسکان در شهرهای دور دست نشدند و با برپایی چادر در نزدیکی شهرو دیار خودعلقه و پیوندشان با سرزمین مادری و همچنین اهتمام برای بازپس ‌گیری آن را به نمایش گذاشتند.راهیان نور بهانه و فرصتی است تا به این مناطق سفری داشته باشیم و یاد و خاطره آن رادمردی‌ها را بار دیگر مرور کنیم وهمراه با بهار طبیعت دل و جان را به جاری «حول حالنا الی احسن الحال» بسپاریم.

مقدمه سفر ملاقاتی است دوستانه و صمیمی با امیر کیومرث حیدری جانشین فرماندهی نیروی زمینی ارتش جمهوری اسلامی. ایشان با تأکید برنقش و رسالت  خطیراصحاب رسانه، آنان را مأمور رسانیدن پیام در گلو مانده شهدا به نسل‌های بعد برمی شمارد و به حضور در مناطق جنگی و برقراری ارتباط سازنده و معنوی با روح شهدا و مرور حماسه‌های پر شور توصیه می‌نماید.

امیر حیدری با اشاره به مستندات تاریخی ،تجاوز رژیم بعث عراق را قبل از 31 شهریور اعلام و می‌گوید: پیش از آغاز رسمی جنگ یگان‌های  ارتش بعث عراق 636 مرتبه به خاک ما تجاوز کردند و دو هفته قبل از جنگ مناطقی از استان کرمانشاه را در اطراف نفت شهر اشغال کردند.وی ضمن برشمردن اهداف دشمن از تجاوز به خاک کشورمان  و با تکیه بر این نکته که  نیروهای حاضر در منطقه به رغم مسائل و مشکلات درآن ایام توانستند جلوی تجاوز افسار گسیخته دشمن را بگیرند، در دفاع از عملکرد ارتش می‌گوید: سربازان ما  با توجه به شرایط آن روزها توانستند  پیشروی 12 لشکر  و 45 تیپ مستقل دشمن را سد کنند و مانع دستیابی آنان به اهداف‌شان شوند. جانشین فرماندهی نیروی زمینی ارتش،تثبیت متجاوز، بازداری از پیشروی افسار گسیخته،آموزش نیروهای مردمی، آماده‌سازی نیروها برای مقابله با دشمن،  و... را از جمله خدمات نیروی زمینی ارتش بر می‌شمارد و می‌گوید از روز اول جنگ تا عملیات ثامن الائمه که منجر به شکسته شدن محاصره آبادان شد نیروی زمینی ارتش 38 عملیات انجام داد که با توجه به شرایط آن روز اقدامی  مؤثر و باز دارنده بود.

٭٭٭

با حضور در استان خیلی زود جلوه‌های  مقاومت و پایمردی را می‌توان  مشاهده کرد و نقبی به روزهای حماسه و شور زد. نخستین جلوه ایثار و مقاومت که با شور و شعور همراه است در تنگه چار‌زبر رخ می نماید که با لفظی درس آموز تنگه مرصاد نامیده شده است.

مرصاد همان تنگه‌ای است که بر حرامیان تنگ گرفت و اجازه عبور به ناکثانی که با دورویی و نفاق خیانت خود را خدمت وانمود می‌کردند، نداد و همگی آنان را صید صیادی کرد که خود نیز دل در گرو معبود یگانه داشت.

جمعیت منافقین با حمایت دشمن بعثی  در یک بعد از ظهر نحس در حالی که هنوز نشئه چرت نیم روزی بودند با ارابه‌های اهدایی صدام در یک ستون به سمت تهران ! به راه افتادند و زمان رسیدن به مقصد را بالاترین سرعتی که روی کیلومتر شمار تانک هایشان ثبت شده بود اعلام کردند.در اسلام آباد نخستین خوش خدمتی خود به صدام را انجام دادند و جمعی از مردم این شهر را اعدام انقلابی ! کردند. اما خیلی زود در کمین انتقام الهی گرفتار آمدند و در حصارهای چار زبر زمینگیر شدند واز پیشروی باز ماندند.

 

معراج شهید شیرودی

مقصد بعدی ما قطعه‌ای از زمین است که برای آسمانیان شناخته شده تر است  و آن محل شهادت شهید شیرودی است. شیرودی از قبل از انقلاب درمکتب بزرگانی همچون شهید بهشتی و شهید مطهری درس ایمان و پایمردی در راه آرمان‌های بلند معنوی را آموخته بود. وقتی که جنگ آغاز شد  بلافاصله به دفاع از مرز‌های ایمان و ایران پرداخت و با پروازهای متعدد در طول مدتی که هوا روشن بود رکورد‌های اعجاب‌آوری برجای گذاشت .

این در حالی بود که به اصرار خود هر روز در بیمارستان پادگان ابوذر حاضر می‌شد و خون اهدا می‌کرد. وی دوره خلبانی با بالگرد را گذرانیده و در استخدام هوا نیروز ارتش بود. در غائله کردستان داوطلبانه به این منطقه شتافت و به مقابله با کسانی که نیات شومی در سر می‌پروراندند برخاست.

در ماجرای آزاد‌سازی پاوه از اشغال عناصر ضد انقلاب نقش چشمگیری داشت. آن هنگام که بنی صدر دستور تخلیه پادگان ابوذر و عقب نشینی  را صادر کرد حاضر به عقب نشینی و تسلیم پادگان ابوذر با موقعیت استراتژیک به دشمن نشد و گفت من می‌مانم و به مقابله با دشمن تا پای جان می‌پردازم و مسئولیت این کار را هم می‌پذیرم.

بدین ترتیب در آنجا ماند و اجازه نداد پادگان و مهمات و تجهیزات آن نابود شوند. اگر چه دو هفته بعد با ترفیع درجه تشویق شد اما انگیزه او دفاع از کیان اسلامی و سرزمین اجدادی بود. خلوص و رشادت شیرودی آنچنان زبانزد شده بود که آیت‌الله هاشمی رفسنجانی  با ذکر این جمله که: « من در چهره شهید شیرودی، مالک اشتر را دیدم» او را ستود.

شهید شیرودی رکورد بالاترین ساعت پرواز در جنگ را از آن خود کرد و با بیش از 40 سانحه و 300 مورد اصابت گلوله به بالگردش بازهم به محض روشن شدن هوا به سوی دشمن می‌شتافت و تانک و نیروهای زرهی آنان را هدف قرار می‌داد.

شیرودی پس از قریب هزار سورتی پرواز سرانجام در 8 اردیبهشت 1360بعد از انهدام 4 تانک  دشمن بالگردش مورد اصابت تیر مستقیم تانک قرار گرفت و به شهادت رسید.

امیر سرتیپ ریزه وندی از فرماندهان دوران دفاع مقدس در محل شهادت شهید شیرودی حضور دارد و به روایت دلاورمردی‌های رزمندگان می‌پردازد.

وی ضمن تشریح موقعیت کرمانشاه از اهمیت این شهر تاریخی به دلیل قرار گرفتن بر سر راه بغداد- تهران می‌گوید و هدف دشمن از هجوم به شهرهای استان را ایجاد نارضایتی در مردم و جنگ روانی برمی‌شمرد و می‌افزاید: جنگ در استان کرمانشاه با اشغال منطقه خان لیلی و چند پاسگاه مرزی، دو هفته قبل از آغاز رسمی تهاجم عراق به خاک کشورمان شروع می‌شود و با عملیات مرصاد پس از پذیرش قطعنامه از سوی ایران خاتمه می‌یابد.

وی در ادامه می‌گوید: دشمن برای تصرف اهدافی در عمق خاک ما از 5 محور حمله می‌کند، مهمترین  آنها محورخسروی- قصرشیرین-سرپل ذهاب با قصد تصرف گردنه استراتژیک پاتاق توسط لشکر 6 زرهی بود. این گردنه از مرز حدود 50 کیلومتر فاصله دارد و در اختیار داشتن آن حاشیه امنی مطمئن برای بغداد به وجود می‌آورد. پایتخت عراق از مرز خسروی 180 کیلومتر است،این فاصله همواره یکی از دغدغه‌های رژیم صدام بود، زیرا نیروهای ایران می‌توانستند از این فاصله اقداماتی علیه بغداد،مرکز دولت بعث عراق، سامان دهند.در نتیجه یکی از اهداف دشمن در آغاز جنگ ایجاد حاشیه امن برای

بغداد بود.

این فرمانده دوران دفاع مقدس در تکمیل سخنانش می‌افزاید: محور دیگر، محور نفت شهر-تنگاب- گیلانغرب بود. دشمن از این محور با یک لشکر نیروی پیاده قصد اشغال گیلانغرب و روستاهای مسیر و در نهایت الحاق به نیروهای زرهی خود را داشت. از این محور نیروهای دشمن تا دروازه‌های شهر رسیدند، حتی مقر سپاه پاسداران در گیلانغرب را هدف توپخانه قرار دادند اما بر اثر مقاومت حماسی مردم و سلحشوری‌های رزمندگان تا 9کیلومتری شهر مجبور به عقب نشینی می‌شوند و هرگز امکان ورود به شهر گیلانغرب را نمی‌یابند. وی در رابطه با سایر محور‌ها می‌گوید: در محور‌های دیگر دشمن با اراده دفاعی مردم و رزمندگان مواجه می‌شود و از ادامه پیشروی باز می‌ماند. بدین ترتیب می‌توان گفت ارتش متجاوز بعث عراق در استان کرمانشاه به اهداف خود نرسید و طرح‌های جنگی‌اش در همان روز‌های اول با شکست رو به رو ‌شد که این برای ما و رزمندگان ما یک پیروزی بزرگ محسوب می‌شود. امیر ریزه وندی در ارتباط با روحیه دشمن‌ستیزی مردم کرمانشاه می‌گوید:مردم استان از روحیه قهرمانی و سلحشوری برخوردارند و این واقعیت را در ایام حمله دشمن به خانه و کاشانه آنان به وضوح می‌شد ملاحظه کرد. مردان استان  با  اسکان دادن خانواده‌شان در نزدیکی خط آتش به مدافعان سپاهی و ارتشی پیوسته و ضمن تحمل شرایط دشوار زندگی در چادر آن هم در نزدیکی منطقه جنگی در عمل نشان دادند که در آزاد‌سازی سرزمین هایشان از اشغال دشمن بعثی راسخ و استوار هستند.

 

پادگان ابوذر

پادگان ابوذر مقصد بعدی ماست. این پادگان  از هر طرف در میان کوه‌های نسبتاً بلند محصور شده است و  باهدف پدافند از مواضع خودی در کمترین زمان ممکن  در دهه 40 ساخته شده است. این پادگان مجهز به یک بیمارستان صحرایی بوده که در زمان جنگ بکار می‌آمده است. این پادگان در آغاز جنگ مقر تیپ 3 زرهی لشکر 81 کرمانشاه بود.با هجوم ناگهانی دشمن این پادگان در معرض سقوط قرار گرفت و اگر از خودگذشتگی مدافعان جان برکف بویژه خلبانان شجاع هوانیروز ارتش نبود، سقوط می‌کرد. دشمن بعثی تلاش زیادی را بکار بست تا ارتفاع دانه خشک که همچون دیواری میان این پادگان و نیروهای دشمن حائل شده بود را تصرف کند و با تصرف آن بر پادگان مسلط شود. اما نیروهای آرپی جی زن و تیز پروازان هوانیروز ارتش جمهوری اسلامی ایران، تانک‌های  مهاجم ارتش بعث را مورد هدف قرار داده و آنها را یکی پس از دیگری منهدم و به آتش کشیدند و مانع دستیابی آنان به هدف شوم خود شدند. گروه‌های متعددی در روزهای اولیه جنگ در پادگان ابوذر شکل گرفتند و ضربات مکرری بر پیکر نیروهای بعثی وارد آوردند. از دشت ذهاب و کوره موش تا بان‌سیران و تنگ حاجیان و قراویز و ارتفاعات بازی دراز و افشارآباد (فتی افشار) تا ارتفاعات دانه خشک و... صحنه حضور نبرد رزمندگان  با نیروهای دشمن بود. این مقاومت‌ها باعث شد تا خطوط جبهه تثبیت و به مرور زمینه حملات برنامه‌ریزی شده رزمندگان جان بر کف فراهم شود.

پادگان ابوذر شاهد رشادت‌های بسیاری بوده و بر پیکر خود نیز زخم‌های بسیاری دارد که عمیق‌ترین آن متعلق به حمله جنگنده‌های عراقی به نیروهای مستقر در این پادگان و بیماران بیمارستان پادگان است که صدها نفر بر اثر این حمله شهید و مجروح شدند. استان کرمانشاه دارای منابع غنی آب و خاک و از نواحی مستعد کشاورزی است. از جمله ویژگی‌های استان تنوع اقلیمی مناطق مختلف آن است، کشت دیم و آبی غلات، حبوبات و دانه‌های روغنی و دامداری وسیع همه جا به چشم می‌آید. این استان از نظر صنعتی چندان توسعه نیافته  اما واحدهایی همچون کارخانه تولید سیمان توانسته است بازار خوبی درعراق پس از صدام برای خود به دست آورد.  این موضوع هنگام تردد در جاده‌های استان به‌وضوح به چشم می‌آید.

 

 نفت شهر

 روز دوم حضورمان با سفر به نفت شهر ادامه می‌یابد. در سال  1306 در این منطقه نفت  استخراج شد و از سال 1314 با انتقال به تصفیه خانه کرمانشاه فرآورده‌هایی همچون بنزین و نفت سفید، نفت گاز و نفت کوره به دست آمد. با آغاز جنگ تحمیلی این منطقه به اشغال دشمن درآمد و تا پایان جنگ نیز چاه‌های نفت آن از سوی رژیم بعث عراق مورد بهره‌برداری قرار داشت.  امروزه از آن نفت شهر که روزگاری نزدیک به 50 هزار جمعیت داشت چیزی باقی نمانده و به جز معدودی از کارکنان شرکت نفت ساکنان دیگری ندارد.

 از جاده مرزی به طرف شرق نخستین شهر سومار است که متأسفانه هنوز زخم‌های دوران جنگ را بر پیکر دارد و به دلیل ویران شدن توسط دشمن همچنان خالی از سکنه است در ابتدای این شهر تابلویی جلب توجه می‌کند که  نسبت به وجود مین در اطراف این شهر هشدار می‌دهد، گفته می‌شود   هزاران مین کشف نشده در این منطقه وجود دارد که موجب ناامنی شده‌اند. پس از جنگ تاکنون 76 نفر بر اثر برخورد با این مین‌ها شهید و 158 نفر مجروح شده‌اند.

دشمن اگر چه در منطقه سومار تا گردنه قلاجه بیشتر نتوانست پیشروی کند اما با ویران کردن سومار این شهر را از بین برد و مردم آن را مجبور به اسکان در شهر ایوان غرب کرد.

 
امتیاز دهی
 
 

بيشتر